در بيرگي، غرب آناطولي، سلطان يك سنگ آسماني به او نشان داد و آنان بيهوده كوشيدند آن را بشكنند. آن احتمالاً يك سيدريت1 بودهاست. اشارهٴ ابنبطوطه به يك سنگ آسماني بسيار جالب است، زيرا اشارات مشخص از آن نوع بسيار نادر است. در اين مقدمه تنها دو مورد خاطرنشان شده و آن اشارهاي است از آناكساگوراس (پنجم ق م) به يك سنگ آسماني كه در 468/ 467 ق م در آيگس پتاموي سقوط كرده و آنچه شن كوا (يازدهم ـ2) در سال 1064 م ذكر ميكند. ممكن است موارد ديگر هم بوده است. حجرالاسود در كعبه شايد سنگ آسماني باشد، ولي هيچ دليلي براي اثبات آن در دست نيست، جز احترامي كه از ديرباز برايش قايل بودهاند.
قديميترين سنگ آسماني كه سقوط آن گزارش شده و قطعاتي از آن هم در دست است (از جمله در موزهٴ تاريخ طبيعي شيكاگو) سنگي است كه در شانزدهم نوامبر 1492 در ساعت 11 و 30 دقيقهٴ بعداز ظهر، در نزديكي اينزيسهايم در آلزاس عليا سقوط كرد (127 كيلوگرم). سباستيان برانت گزارشي چاپي از آن دادهاست كه عكسش در مجلهٴ
ايسيس (س 5، ش 49، ص 119، 1938) منتشر شده است.
در كوههاي هندوكش، ابنبطوطه پس از آنكه در يك چشمهٴ آب گرم خود را شست، پوستش پوسته ـ پوسته شد و او را دچار رنج زيادي كرد.
10. مردمشناسي. ذكر مشاهدات مردمشناسي و قومشناسي او به درازا ميكشد. در اينجا چندتايي را نقل ميكنيم: مردم ظفار در يمن با مردم مغرب مشتركات زيادي دارند؛ يادداشتي درباب كنيزاني كه در نقاط مختلف خريده و حالات جنسي آنان؛ خودسوزي زنان هندي بر روي جنازهٴ شوهرانشان؛ حفرهٴ عانهاي مهبلي؛ يادداشتهايي در باب جوكيان و حقههايشان، از قبيل پرواز در هوا و ريسمانبازي؛ استفاده از معرفينامه؛ استفاده از مهر براي نقشكردن بر بازوي افراد تا شناخته شوند (در دمياط)؛ نحسبودن ذكر عدد 10، كه مردم ميگفتند 9+1.
11. گوناگون. ابنبطوطه در سال 1327 م، آرامگاه سعدي را در نزديكي شيراز و خانهٴ جالينوس را (كه او افلاطونش مينامد!) در پرگام ديدهبود.
بنابر روايات، نحو زبان عربي را ابوالاسود (هفتم ـ 2) تدوين كرد، كه در بصره ميزيست، ولي در زمان سفر ابنبطوطه به آن شهر حتي يك واعظ در آن نبود كه بتواند عربي را از لحاظ نحوي درست تكلم كند. در آناطولي جاهايي بود كه در آنها كسي عربي نميدانست. ابنبطوطه جملات تركي يادداشت كرده كه نهتنها در آناطولي، بلكه در جنوب روسيه و تركستان هم تكلم ميشد و اينها براي مطالعهٴ سير تكاملي آن زبان سودمند است.
12. پزشكي. اشارات داراي فوايد طبي فراوان است. وي در سال 1348 م در دمشق شاهد